menu_open Columnists
We use cookies to provide some features and experiences in QOSHE

More information  .  Close

نیکول پاشینیان ارمنستان را از لبه پرتگاه نجات داد-Analiz

27 0
11.06.2026

در این نوشتار تلاش خواهیم کرد اهمیت سیاست‌هایی را که نیکول پاشینیان، نخست‌وزیر ارمنستان، دنبال کرده است در بستر تاریخ ارمنیان بررسی کنیم. اما پیش از آن، نگاهی کوتاه به حدود هزار سال تاریخ این ملت خواهیم داشت.

روابط ارمنیان در دوره سلجوقیان (قرون یازدهم تا سیزدهم)

زمانی که سلجوقیان وارد آناتولی شدند، به‌ویژه پس از نبرد ملازگرد در سال ۱۰۷۱، برخی از جوامع ارمنی که تحت فشار شدید امپراتوری بیزانس قرار داشتند، ترکان را به چشم رهایی‌بخش نگریستند. آنان نسبت به سلجوقیان همدلی نشان دادند و برخی نیز به آنان کمک کردند یا موضعی بی‌طرفانه اتخاذ نمودند. با این حال، در ادامه، پادشاهی ارمنی کیلیکیه در جریان جنگ‌های صلیبی با نیروهای لاتین، یعنی صلیبیان، متحد شد و علیه سلجوقیان و امارت‌های ترک آناتولی با آنان همکاری کرد.

در قرن سیزدهم و هم‌زمان با یورش مغولان نیز بخشی از نیروهای ارمنی با مغولان همراه شدند و در برابر دولت سلجوقی از آنان حمایت کردند. آنان در هر دوره راهبرد حمایت از قدرت برتر را برگزیدند، اما در بلندمدت نتوانستند موجودیت مستقل خود را حفظ کنند و منطقه تحت حاکمیت ترکان قرار گرفت.

دوره عثمانی (قرون نوزدهم و بیستم)

ارمنیان که در امپراتوری عثمانی برای مدت طولانی با عنوان «ملت صادقه» شناخته می‌شدند، از قرن نوزدهم به بعد تحت تأثیر جریان‌های ملی‌گرایانه و تحریک قدرت‌های بزرگ، به شورش و مخالفت روی آوردند.

در جریان جنگ عثمانی و روسیه در سال‌های ۱۸۷۷ تا ۱۸۷۸، شمار قابل توجهی از ارمنیان به عنوان راهنما، جاسوس و حامی در کنار ارتش روسیه قرار گرفتند. در دوران اشغال روسیه نیز علیه جمعیت مسلمان و ترک اقدامات خشونت‌آمیز انجام دادند. پس از جنگ، با معاهده برلین، موضوع «اصلاحات ارمنی» به یک مسئله بین‌المللی تبدیل شد.

از دهه ۱۸۹۰ به بعد، سازمان‌هایی همچون هنچاک و داشناک با همکاری روسیه، بریتانیا و فرانسه در پی تحقق رؤیای ارمنستان مستقل بودند. آنان دست به اقدامات خشونت‌آمیز زدند و شورش‌هایی همچون ساسون و زیتون را سازمان‌دهی کردند.

در خلال جنگ جهانی اول (۱۹۱۴-۱۹۱۸)، هنگامی که ارتش روسیه به شرق آناتولی حمله کرد، گروه‌های مسلح و واحدهای داوطلب ارمنی مستقیماً با روس‌ها همکاری کردند. آنان در پشت جبهه ارتش عثمانی شورش‌ها، خرابکاری‌ها و حملاتی علیه روستاهای مسلمان‌نشین ترتیب دادند. رخدادهایی همچون قیام وان نیز در همین دوره به وقوع پیوست. هدف این همکاری، تضعیف جبهه داخلی عثمانی بود.

به بیان دیگر، ارمنیان در مقاطع مختلف تاریخی غالباً راهبرد حمایت از نیرویی را دنبال کردند که در آن زمان از قدرت بیشتری برخوردار بود و در پی تسلط بر منطقه به شمار می‌رفت. هرچند این رویکرد در کوتاه‌مدت مزایایی برای آنان به همراه داشت، اما در بسیاری از موارد با شکست طرف مورد حمایتشان، خود نیز متحمل خسارت شدند و بخش بزرگی از آنان ناچار به مهاجرت یا پرداخت هزینه‌های سنگین گردیدند. این چرخه را می‌توان نتیجه وابستگی به قدرت‌های امپریالیستی و پیگیری اهدافی دانست که با واقعیات سیاسی و جغرافیایی سازگار نبودند. تاریخ بارها نشان داده است که جوامع کوچک، در صورت ناتوانی در برقراری صلح پایدار با همسایگان قدرتمند خود، با چالش‌های جدی مواجه می‌شوند. تجربه تاریخی ارمنیان نیز از این منظر قابل تأمل است.

قدرت‌های بزرگ و بهره‌برداری از بازیگران ضعیف

قدرت‌های بزرگ معمولاً با توجه به منافع خود، دولت‌های وابسته ایجاد می‌کنند یا کشورهای کوچک و ضعیف را تحت نفوذ قرار می‌دهند و از آن‌ها به عنوان ابزار سیاست‌های خود بهره می‌برند. در این چارچوب، از دیدگاه نویسنده، کشورهایی مانند یونان، ارمنستان، اداره قبرس جنوبی یونانی و اسرائیل در چنین موقعیتی قرار گرفته‌اند. برخی از کشورهای حوزه خلیج فارس نیز در........

© Stratejik Düşünce Enstitüsü